انتشارات هدهد

hodhod publication

انتشارات هدهد

hodhod publication

انتشارات هدهد

بسم الله الرحمن الرحیم
«لَهُمُ البُشری فِی الحَیوٰةِ الدُنیا و فی الاخره، لا تبدیلَ لِکلماتِ الله ، ذالک هُوَ الفُوْزُ العَظیم» (یونس 64) آنها را پیوسته بشارت است هم در حیات دنیا (به مکاشفات در عالم خواب) و هم در آخرت (به نعمتهای بهشت). سخنان خدا را تغییر و تبدیلی نیست، این است فیروزی بزرگ.
=========================
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، مَا اخْتَلَفَ الْمَلَوانِ وَ تَعاقَبَ الْعَصْرانِ وَ کَرَّ الْجَدیدانِ وَ اسْتَــقْــبَلَ الْفَرْقَدانِ وَ بَلِّغْ روحَهُ وَاَرْواحَ اَهْلِبَــیْـتِهِ مِنَّا التَّحِیَّةَ وَالسَّلامِ.
بار خدایا بر آقای ما حضرت محّمد و آلش درود فرست به عدد اختلاف رنگها و به عدد سپیده صبحها و زردی غروبهایی که آمده و خواهد آمد و به عدد تکرار شب و روز و به تعداد ستاره هایی که طلوع می کنند و به محضر روح پیامبر اکرم و ارواح طیبّه اهل بیت او از طرف ما درود و سلام برسان.
========================
ارادتمند و ملتمس دعا : غلام غلامان اهلبیت
محمد حسین صادقی - مدیر انتشارات هدهد
شماره مجوز از وزارت ارشاد : ۹۹۹
مذهبی، آموزشی، هنر و ادبیات
09176112253
*************
هدهد ، پیام آور عشق و فرزانگی
مشاوره ، ویرایش و چاپ کتاب
افست - دیجیتال
**************
Mohammad Hossein Sadeghi
Manager of Hodhod Publication
Hodhodzar@gmail.com
00989176112253

بایگانی

فداییان امنیت ایران

دوشنبه, ۵ اسفند ۱۴۰۴، ۰۵:۵۵ ق.ظ

شهید محمد قاسمی هماپور - قم ۱۴۰۴

قم- «محمد قاسمی هماپور» تازه دامادی که هنوز گرمای روزهای اول ازدواج در زندگی اش جریان داشت درحلقه اغتشاشگران گرفتار شد و در آخرین ماموریتش جانش را سپر امنیت مردم کرد.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- مهدی بخشی سورکی: در آن شب سنگین و پرالتهاب ۱۸ دی، بخشی از مناطق قم دیگر شبیه قم همیشگی نبود، هوا بوی دود می‌داد و خیابان‌ها بوی خشم.

جمعیتی آشفته، بی‌چهره و بی‌نام، در میدان توحید و چهارراه‌های اطرافش تا حوالی میدان نبوت جولان می‌دادند نه مقصدی روشن داشتند و نه مرزی برای خشونت.

 

هر چه به دست‌شان می‌رسید می‌شکستند و می‌سوزاندند، از تابلوهایی که نام شهدا بر آن‌ها می‌درخشید تا شیشه‌های بانک‌ها و حتی مسجدی که شعله‌های آتش در محرابش زبانه کشید، گویی حریم خانه خدا نیز دیگر در امان نبود.

پرچم سه‌رنگ الله‌نشان ایران را از ستون‌های خیابان پایین کشیدند و بر زمین انداختند، پرچمی که به خون هزاران شهید برافراشته مانده بود.

خودروهای مردم بی‌گناه و پارک شده در گوشه خیابان‌ها قربانی عقده‌های گشایی ها شدند و در آتش سوختند و روزها بعد از فروکش کردن آتش فتنه، تصاویر دوربین‌های مدار بسته گوشه‌ای از این جنایت‌ها را نشان داد، دختری که در آتش زدن مسجد نقش داشت حالا با صدایی لرزان می‌گفت که اغفال شده بود و فضای بی‌در و پیکر مجازی فرصت اندیشیدن از او گرفته بود، اما پشیمانی همیشه دیر می‌رسد آن‌قدر دیر که دیگر چیزی را به جای خود بازنمی‌گرداند.

در همان شب، در میان آن هرج‌ومرج سیاه، جوانی ایستاده بود که هنوز بوی زندگی می‌داد، شهید محمد قاسمی هماپور، تازه‌دامادی که چند ماهی بیشتر از ازدواجش نگذشته بود و در یگان ویژه انتظامی استان قم خدمت می‌کرد.

او و همرزمانش برای حفظ امنیت مردم به میدان آمده بودند، بی‌آن‌که بداند این مأموریت، آخرین صفحه دفتر زندگی‌اش خواهد بود.

آن شب، سومین مأموریت محمد بود، این‌بار به سمت میدان نبوت حرکت کردند تا جمعیت آشوبگر را متفرق کنند.

ساعت حوالی ده شب بود و ازدحام جمعیت، فشار بی‌امان بدن‌ها و سنگینی فریادهای آشوبگران از خدا بی خبر، صف نیروهای یگان ویژه را به‌هم ریخت، عده‌ای از نیروها میدان را دور زدند، اما محمد با دو نفر دیگر در دل ازدحام جا ماند.

از حلقه ازدواج تا حلقه محاصره؛ آخرین ماموریت یک تازه داماد در دل فتنه

موتور بر زمین افتاد و ثانیه‌ای بعد، حلقه محاصره بسته شد و مشت‌ها، لگدها و سپس برق سرد چاقوها. ضربه پشت ضربه بود که بر بدن محمد بوسه می دادند.

 حلقه را شنید، انگار باز دیگر بخشی از وجودش فرو ریخت، او سال‌ها در حریم بانوی کرامت خدمت کرده بود و حالا پسرش، در راه امنیت مردم به شهادت رسیده بود، داغی که نه زمان آن را التیام می‌دهد و نه واژه‌ها توان توصیفش را دارند.

داستان محمد، داستان یک شخص نیست، داستان نسلی است که بی‌هیاهو زمین می خورد تا وطن بایستد، روایت جوانی است که میان آشوب و آتش انتخاب کرد بماند، بایستد و جانش را بدهد تا چراغ آرامش شهر خاموش نشود.

شهید محمد قاسمی هماپور هم، همانند هزاران شهید دیگر این مرز و بوم رفت اما رد خونش بر سنگفرش شهر، شهادت می‌دهد که امنیت ارزان به دست نمی‌آید و هر پرچمی که برافراشته می‌ماند، پشتش قامت جوانانی است که هیچ‌وقت فرصت پیر شدن پیدا نکردند.

۰۴/۱۲/۰۵
انتشارات هدهد - Hodhod publication

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.