اشبه الناس به محبوب خداوند تویی...
شنبه, ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۳۸ ق.ظ
هو الرووف
بُرده از روی خزان صورت تو زردی را
کرده تکمیل ، خصال تو جوانمردی را
کرمت داده به تو شیوه ی شبگردی را
رو به ایتام گشودی درِ همدردی را
در زمستان تو بخواهی ثمر آرد انگور
باد از سرو قدت چشم بداندیشان دور
آمدی تا همه را یک تنه مدهوش کنی
از لب خون خدا ذکر اذان گوش کنی
شرر سینه ی حسرت زده خاموش کنی
باده ی بوسه ی لبهای علی(ع) نوش کنی
منتشر کرد تنت عطر گل خاتم را
کرد خوشبو ، نفست دایره ی عالم را
تا تو لبخند زدی چهره ی جنت وا شد
غنچه ی روی تو آرام دل لیلا شد
حُسن ها در پر قنداقه ی تو پیدا شد
شور رخشان شدنت بین ملک بر پا شد
مثل فانوس نمایانگر امید شدی
رخ گشودی ، قمر خانه ی خورشید شدی
*گذر کودکی ات شاهد هجران علیست
دوش پر عاطفه ات وارث انبان علیست
بعد از آن کار تو تیمار یتیمان علیست
کرم و مهر تو دنباله ی احسان علیست
ثمر شاخه ی پر بار ولایت شده ای
گوهر تاج درخشان کرامت شده ای
تو پر از حُسنی و آیینهی خُلق حَسَنی
نوه ی حیدری و شیری و خیبر شکنی
باعث شور و غزلخوانی مرغ چمنی
از تبار گل خوش بو و بَرِ یاسمنی
در گلستانِ پر از یاس ، گل سرسبدی
بین مهتاب رُخان نیست شبیه ات احدی
ماه ، مشتاق که گردد به جمال تو مثل
می دهد شهد طنین سخنت طعم عسل
نیست در سیرت و در صورت تو رنگ خلل
شده با نکته ی لبخند تو مشکل ها حل
تو شدی خلق که احیا شود اخلاق علی (ع)
آب شد قند لبت در دل مشتاق علی (ع)
مهربانا، شده دلبسته ی مهرت محراب
شبنم اشک نشانده به جمالت داغاب
گل نیلوفری و طالب رویت تالاب
چشمه ی بخشش تو کرده گدا را سیراب
آب از دست تو خوردن چه گوارا ست علی
روش ات با گل تب دار مدارا ست علی
آنکه بخشیده به بابا گل لبخند تویی
اشبه الناس به محبوب خداوند تویی
گل یاسی که مدام عطر پراکند تویی
برگ سبزی که به طوبی شده پیوند تویی
ریشه های گل نو واشده ات از یاس است
مرد میدانی و فرمانده ی تو عباس است
*آتش افروخته ای تا که شود راه عیان
راه روشن بشود در نظر گمشدگان
چهره ی رهگذران را بنمایی خندان
برسد دست کریمت به سر مسکینان
در کرم صاحب سبکی و سخاوتمندی
می دهد خُلق تو تدریس شرافتمندی
ماذنه شیفته ی لحن کلام تو شده
آسمان منتظر جذب پیام تو شده
دل محراب سپرده به سلام تو شده
سند نغمه ی داوود بنام تو شده
پدرت اذن اذان داد علی بسم الله
بلبل از صوت تو جان داد علی بسم الله
با اذان تو قیامت شده بر پا در دل
کرده تکبیر تو یکپارچه غوغا در دل
زده تحریر اذان تو شررها در دل
می کند اشهد زیبای تو نجوا در دل
هست الحان تو چون حضرت محمود زلال
از طنین نفست قلب بلال است بلال
ارادتمند محسن حاتم زاده
بُرده از روی خزان صورت تو زردی را
کرده تکمیل ، خصال تو جوانمردی را
کرمت داده به تو شیوه ی شبگردی را
رو به ایتام گشودی درِ همدردی را
در زمستان تو بخواهی ثمر آرد انگور
باد از سرو قدت چشم بداندیشان دور
آمدی تا همه را یک تنه مدهوش کنی
از لب خون خدا ذکر اذان گوش کنی
شرر سینه ی حسرت زده خاموش کنی
باده ی بوسه ی لبهای علی(ع) نوش کنی
منتشر کرد تنت عطر گل خاتم را
کرد خوشبو ، نفست دایره ی عالم را
تا تو لبخند زدی چهره ی جنت وا شد
غنچه ی روی تو آرام دل لیلا شد
حُسن ها در پر قنداقه ی تو پیدا شد
شور رخشان شدنت بین ملک بر پا شد
مثل فانوس نمایانگر امید شدی
رخ گشودی ، قمر خانه ی خورشید شدی
*گذر کودکی ات شاهد هجران علیست
دوش پر عاطفه ات وارث انبان علیست
بعد از آن کار تو تیمار یتیمان علیست
کرم و مهر تو دنباله ی احسان علیست
ثمر شاخه ی پر بار ولایت شده ای
گوهر تاج درخشان کرامت شده ای
تو پر از حُسنی و آیینهی خُلق حَسَنی
نوه ی حیدری و شیری و خیبر شکنی
باعث شور و غزلخوانی مرغ چمنی
از تبار گل خوش بو و بَرِ یاسمنی
در گلستانِ پر از یاس ، گل سرسبدی
بین مهتاب رُخان نیست شبیه ات احدی
ماه ، مشتاق که گردد به جمال تو مثل
می دهد شهد طنین سخنت طعم عسل
نیست در سیرت و در صورت تو رنگ خلل
شده با نکته ی لبخند تو مشکل ها حل
تو شدی خلق که احیا شود اخلاق علی (ع)
آب شد قند لبت در دل مشتاق علی (ع)
مهربانا، شده دلبسته ی مهرت محراب
شبنم اشک نشانده به جمالت داغاب
گل نیلوفری و طالب رویت تالاب
چشمه ی بخشش تو کرده گدا را سیراب
آب از دست تو خوردن چه گوارا ست علی
روش ات با گل تب دار مدارا ست علی
آنکه بخشیده به بابا گل لبخند تویی
اشبه الناس به محبوب خداوند تویی
گل یاسی که مدام عطر پراکند تویی
برگ سبزی که به طوبی شده پیوند تویی
ریشه های گل نو واشده ات از یاس است
مرد میدانی و فرمانده ی تو عباس است
*آتش افروخته ای تا که شود راه عیان
راه روشن بشود در نظر گمشدگان
چهره ی رهگذران را بنمایی خندان
برسد دست کریمت به سر مسکینان
در کرم صاحب سبکی و سخاوتمندی
می دهد خُلق تو تدریس شرافتمندی
ماذنه شیفته ی لحن کلام تو شده
آسمان منتظر جذب پیام تو شده
دل محراب سپرده به سلام تو شده
سند نغمه ی داوود بنام تو شده
پدرت اذن اذان داد علی بسم الله
بلبل از صوت تو جان داد علی بسم الله
با اذان تو قیامت شده بر پا در دل
کرده تکبیر تو یکپارچه غوغا در دل
زده تحریر اذان تو شررها در دل
می کند اشهد زیبای تو نجوا در دل
هست الحان تو چون حضرت محمود زلال
از طنین نفست قلب بلال است بلال
ارادتمند محسن حاتم زاده
۰۴/۱۱/۱۲