انتشارات هدهد

hodhod publication

انتشارات هدهد

hodhod publication

انتشارات هدهد

بسم الله الرحمن الرحیم
«لَهُمُ البُشری فِی الحَیوٰةِ الدُنیا و فی الاخره، لا تبدیلَ لِکلماتِ الله ، ذالک هُوَ الفُوْزُ العَظیم» (یونس 64) آنها را پیوسته بشارت است هم در حیات دنیا (به مکاشفات در عالم خواب) و هم در آخرت (به نعمتهای بهشت). سخنان خدا را تغییر و تبدیلی نیست، این است فیروزی بزرگ.
=========================
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، مَا اخْتَلَفَ الْمَلَوانِ وَ تَعاقَبَ الْعَصْرانِ وَ کَرَّ الْجَدیدانِ وَ اسْتَــقْــبَلَ الْفَرْقَدانِ وَ بَلِّغْ روحَهُ وَاَرْواحَ اَهْلِبَــیْـتِهِ مِنَّا التَّحِیَّةَ وَالسَّلامِ.
بار خدایا بر آقای ما حضرت محّمد و آلش درود فرست به عدد اختلاف رنگها و به عدد سپیده صبحها و زردی غروبهایی که آمده و خواهد آمد و به عدد تکرار شب و روز و به تعداد ستاره هایی که طلوع می کنند و به محضر روح پیامبر اکرم و ارواح طیبّه اهل بیت او از طرف ما درود و سلام برسان.
========================
ارادتمند و ملتمس دعا : غلام غلامان اهلبیت
محمد حسین صادقی - مدیر انتشارات هدهد
شماره مجوز از وزارت ارشاد : ۹۹۹
مذهبی، آموزشی، هنر و ادبیات
09176112253
*************
هدهد ، پیام آور عشق و فرزانگی
مشاوره ، ویرایش و چاپ کتاب
افست - دیجیتال
**************
Mohammad Hossein Sadeghi
Manager of Hodhod Publication
Hodhodzar@gmail.com
00989176112253

بایگانی

۰۲ اسفند ۰۲ ، ۰۵:۳۸
انتشارات هدهد - Hodhod publication
۰۶ اسفند ۰۴ ، ۱۲:۳۲
انتشارات هدهد - Hodhod publication

 سلاخی پوست فلسطینیان برای استفاده تجاری در اسرائیل!

سلاخی پوست فلسطینیان برای استفاده تجاری در اسرائیل!

افشای وجود بزرگترین بانک پوست جهان در رژیم اسرائیل موجی از اتهامات هولناک مبنی بر سلاخی اجساد فلسطینیان و سرقت اعضای بدن آنها به راه انداخته است.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مینا عظیمی - «اسرائیل صاحب بزرگترین بانک پوست انسان در جهان است»؛ این جملاتی بود که خالد الطرعانی، مدیر اجرایی شورای روابط آمریکایی-اسلامی (CAIR) در ایالت اوهایو، طی جلسه‌ای در کمیته قضایی مجلس سنای آمریکا در مخالفت با لایحه «SB ۸۷» بیان کرد.

الطرعانی ویدئویی از اظهارات خود را در اینستاگرام منتشر کرد که در آن به گزارش شبکه ۱۲ رژیم تروریستی اسرائیل در مارس ۲۰۱۴ استناد شده بود؛ گزارشی که تایید می‌کرد رژیم تروریستی اسرائیل «بزرگترین بانک پوست انسانی جهان» را در اختیار دارد.

او در این ویدئو می‌گوید: «به نظر شما این همه پوست را از کجا آورده‌اند؟ آنها حتی بیشتر از چین و هند (پرجمعیت‌ترین کشورهای جهان) پوست انسان دارند.» وی افزود: «آن‌ها به معنای واقعی کلمه پوست اجساد برادران و خواهران مرا در فلسطین سلاخی می‌کنند و این منبع تأمین پوست آنهاست. حالا اگر آنها را نازی خطاب کنم، قانون شما مرا مجازات می‌کند.»

این اظهارات بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت و بحث‌های داغی را درباره لایحه جدید آمریکا و تأثیر آن بر آزادی بیان برانگیخت. همچنین سخنان الطرعانی پرسش‌های جدیدی را درباره شبهات مطرح شده توسط نهاد‌های حقوق بشری و دولتی مبنی بر سرقت اعضای بدن شهدای غزه توسط رژیم تروریستی اسرائیل در جریان جنگ اخیر ایجاد کرد.

گزارش‌های پیشین حاکی از آن بود که برخی اجساد تحویل داده شده به فلسطینیان، فاقد اعضای داخلی بوده‌اند. همچنین کاربران فضای مجازی به مستنداتی از اجساد تکه‌تکه شده، پوست سر کنده شده و سر‌های بریده که در کیسه‌های پلاستیکی توسط ارتش اسرائیل رها شده بودند، استناد کرده و آنها را سندی بر جنایات اشغالگران دانستند.

برخی کاربران با محکومیت شدید این اقدامات نوشتند: «بله، پوست مردم فلسطین کنده می‌شود و اعضای حیاتی، حتی استخوان و قرنیه آنها به سرقت می‌رود. بزرگترین بانک اعضای بدن جهان در اسرائیل است و اعضای فلسطینیان را در خود جای داده است؛ اینها جنایاتی هولناک است.»

در همین راستا، فعالان و حقوقدانان هشدار دادند که این قانون (SB ۸۷) می‌تواند بحث‌های سیاسی در دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و نهاد‌های مدنی را محدود کند، به‌ویژه پس از موج اعتراضات در شهر‌های مختلف آمریکا علیه جنگ در نوار غزه. آنها معتقدند این اقدام، تهدیدی جدی برای آزادی‌های عمومی و حق بیان در جامعه آمریکا محسوب می‌شود.

۰۵ اسفند ۰۴ ، ۱۴:۵۶
انتشارات هدهد - Hodhod publication

شهید محمد قاسمی هماپور - قم ۱۴۰۴

قم- «محمد قاسمی هماپور» تازه دامادی که هنوز گرمای روزهای اول ازدواج در زندگی اش جریان داشت درحلقه اغتشاشگران گرفتار شد و در آخرین ماموریتش جانش را سپر امنیت مردم کرد.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- مهدی بخشی سورکی: در آن شب سنگین و پرالتهاب ۱۸ دی، بخشی از مناطق قم دیگر شبیه قم همیشگی نبود، هوا بوی دود می‌داد و خیابان‌ها بوی خشم.

جمعیتی آشفته، بی‌چهره و بی‌نام، در میدان توحید و چهارراه‌های اطرافش تا حوالی میدان نبوت جولان می‌دادند نه مقصدی روشن داشتند و نه مرزی برای خشونت.

 

هر چه به دست‌شان می‌رسید می‌شکستند و می‌سوزاندند، از تابلوهایی که نام شهدا بر آن‌ها می‌درخشید تا شیشه‌های بانک‌ها و حتی مسجدی که شعله‌های آتش در محرابش زبانه کشید، گویی حریم خانه خدا نیز دیگر در امان نبود.

پرچم سه‌رنگ الله‌نشان ایران را از ستون‌های خیابان پایین کشیدند و بر زمین انداختند، پرچمی که به خون هزاران شهید برافراشته مانده بود.

خودروهای مردم بی‌گناه و پارک شده در گوشه خیابان‌ها قربانی عقده‌های گشایی ها شدند و در آتش سوختند و روزها بعد از فروکش کردن آتش فتنه، تصاویر دوربین‌های مدار بسته گوشه‌ای از این جنایت‌ها را نشان داد، دختری که در آتش زدن مسجد نقش داشت حالا با صدایی لرزان می‌گفت که اغفال شده بود و فضای بی‌در و پیکر مجازی فرصت اندیشیدن از او گرفته بود، اما پشیمانی همیشه دیر می‌رسد آن‌قدر دیر که دیگر چیزی را به جای خود بازنمی‌گرداند.

در همان شب، در میان آن هرج‌ومرج سیاه، جوانی ایستاده بود که هنوز بوی زندگی می‌داد، شهید محمد قاسمی هماپور، تازه‌دامادی که چند ماهی بیشتر از ازدواجش نگذشته بود و در یگان ویژه انتظامی استان قم خدمت می‌کرد.

او و همرزمانش برای حفظ امنیت مردم به میدان آمده بودند، بی‌آن‌که بداند این مأموریت، آخرین صفحه دفتر زندگی‌اش خواهد بود.

آن شب، سومین مأموریت محمد بود، این‌بار به سمت میدان نبوت حرکت کردند تا جمعیت آشوبگر را متفرق کنند.

ساعت حوالی ده شب بود و ازدحام جمعیت، فشار بی‌امان بدن‌ها و سنگینی فریادهای آشوبگران از خدا بی خبر، صف نیروهای یگان ویژه را به‌هم ریخت، عده‌ای از نیروها میدان را دور زدند، اما محمد با دو نفر دیگر در دل ازدحام جا ماند.

از حلقه ازدواج تا حلقه محاصره؛ آخرین ماموریت یک تازه داماد در دل فتنه

موتور بر زمین افتاد و ثانیه‌ای بعد، حلقه محاصره بسته شد و مشت‌ها، لگدها و سپس برق سرد چاقوها. ضربه پشت ضربه بود که بر بدن محمد بوسه می دادند.

 حلقه را شنید، انگار باز دیگر بخشی از وجودش فرو ریخت، او سال‌ها در حریم بانوی کرامت خدمت کرده بود و حالا پسرش، در راه امنیت مردم به شهادت رسیده بود، داغی که نه زمان آن را التیام می‌دهد و نه واژه‌ها توان توصیفش را دارند.

داستان محمد، داستان یک شخص نیست، داستان نسلی است که بی‌هیاهو زمین می خورد تا وطن بایستد، روایت جوانی است که میان آشوب و آتش انتخاب کرد بماند، بایستد و جانش را بدهد تا چراغ آرامش شهر خاموش نشود.

شهید محمد قاسمی هماپور هم، همانند هزاران شهید دیگر این مرز و بوم رفت اما رد خونش بر سنگفرش شهر، شهادت می‌دهد که امنیت ارزان به دست نمی‌آید و هر پرچمی که برافراشته می‌ماند، پشتش قامت جوانانی است که هیچ‌وقت فرصت پیر شدن پیدا نکردند.

۰۵ اسفند ۰۴ ، ۰۵:۵۵
انتشارات هدهد - Hodhod publication
بسمه تعالی
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد، اینجانب دانشمندان زیر را به عنوان شهروند افتخاری ایران معرفی می‌کنم. از این مجاهدان سنگر عشق، صلح، علم، معرفت و ادب، به پاس زحمات طاقت‌فرسایی که برای اعتلای زبان فارسی و ایران کشیده‌اند، خاضعانه سپاسگزارم. به یقین، بدون تلاش‌های آنان، زبان‌های ایران باستان کشف نمی‌شد و همچنان ناشناخته می‌ماند. از خداوند متعال مسئلت داریم ارواحشان را در بهشت غریق رحمت و رضوان خود قرار دهد و اگر در قید حیات هستند، خداوند متعال به آنان عمری پربرکت، توأم با سلامت و سعادت عنایت فرماید.
اگرچه ضروری است که از طریق دولت یا مجلس شورای اسلامی برای این امر اقدام شود و بنده نیز در این رابطه مکاتبه کرده و خواستار تصویب رسمی عنوان شهروند افتخاری ایران برای این عزیزان و همچنین نامگذاری خیابان یا مراکز علمی به نامشان شده‌ام، اما از آنجا که این گونه فرآیندهای اداری ممکن است دچار مشکلات سلیقه‌ای گردد، من با تمام وجود، با عشق و صمیمیت، این بزرگان را که عمر خود را صرف استقلال ایران و رونق زبان فارسی، فرهنگ و اساطیر ایران زمین کرده‌اند، به عنوان شهروندان افتخاری جاودانهٔ ایران بزرگ اعلام کرده و این اقدام خود را منتشر می‌سازم.
این دانشمندان گرانقدر عبارتند از:
(Kanga — کانگا, Bartholomae — بارتولومه, Kent — کنت, Jackson — جکسون, Reichelt — رایشلت, Boyce — بویس, Henning — هنینگ, Benveniste — بنونیست, Geldner — گلدنر, Lecoq — لکوک, Lazard — لازار, Grotefend — گروتفند, Hallock — هلک, Hinze — هینتسه, MacKenzie — مکنزی, Skjærvø — شروو, and others)
امیدوارم صاحب‌نظران رشته زبان‌های باستانی ایران نسبت به تکمیل این فهرست و انتشار این پیام اقدام فرمایند. همچنین از صاحب‌نظران سایر رشته‌ها درخواست دارم که بر این کار همت گمارند و در هر رشته تحصیلی، برای دانشمندان حوزه تخصصی خود چنین اقدام ارزشمندی را انجام دهند.
والسلام
محمدحسین صادقی
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان‌های باستانی ایران
دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز
٣٠ بهمن ۱۴۰۴
١٩ فوریه ۲۰۲۶
holyloveandlife@gmail.com
🌹 🌿 🇮🇷 ❤️ 🙏 💐
In the name of God, and with greetings and blessings upon Muhammad and the Household of Muhammad, I hereby introduce the following scholars as honorary citizens of Iran. I humbly thank these warriors in the trenches of love, peace, science, knowledge, and literature for their tireless efforts in promoting the Persian language and Iran. Surely, without their endeavors, the languages of ancient Iran would not have been discovered and would have remained unknown. I ask Almighty God to immerse their souls in the mercy and paradise of His grace. If they are still alive, I pray that Allah grants them a blessed, healthy, and prosperous life.

Although this matter requires action through the government or the Islamic Consultative Assembly, and I have indeed corresponded in this regard, requesting the official ratification of honorary Iranian citizenship for these individuals, as well as naming streets or academic institutions after them, administrative procedures such as these may sometimes be subject to personal preferences. Therefore, with all my heart, love, and sincerity, I declare these great figures—who have dedicated their lives to the independence of Iran and the flourishing of the Persian language, culture, and mythology of the land of Iran, namely ( Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, and others )—as eternal honorary citizens of Greater Iran. I hereby publish this declaration.

I hope that experts in the field of ancient Iranian languages will complete this list and disseminate this message. I also respectfully invite scholars in other disciplines to follow suit and take similar action for the distinguished scientists in their respective fields of study.

Peace be upon you.

Mohammad Hossein Sadeghi
Master's Student of Ancient Iranian Languages
Faculty of Literature, Shiraz University
Bahman 30, 1404 (Iranian calendar)
19 February 2026
holyloveandlife@gmail.com
🍀 💞 🇮🇷 🙏 🌷
Im Namen Gottes, mit Grüßen und Segnungen auf Muhammad und die Familie von Muhammad, stelle ich die folgenden Gelehrten als Ehrenbürger des Irans vor. Ich danke diesen Kämpfern in den Schützengräben der Liebe, des Friedens, der Wissenschaft, des Wissens und der Literatur demütig für ihre unermüdlichen Bemühungen zur Förderung der persischen Sprache und des Irans. Sicherlich wären ohne ihre Bemühungen die Sprachen des antiken Irans nicht entdeckt worden und wären unbekannt geblieben. Ich bitte Gott, den Allmächtigen, ihre Seelen in die Barmherzigkeit und das Paradies Seiner Gnade einzutauchen. Wenn sie noch am Leben sind, bete ich, dass Allah ihnen ein gesegnetes, gesundes und wohlhabendes Leben gewährt.

Obwohl diese Angelegenheit Maßnahmen durch die Regierung oder die Islamische Beratende Versammlung erfordert, und ich habe diesbezüglich tatsächlich korrespondiert und die offizielle Ratifizierung der iranischen Ehrenbürgerschaft für diese Personen sowie die Benennung von Straßen oder akademischen Einrichtungen nach ihnen beantragt, können solche Verwaltungsverfahren manchmal persönlichen Vorlieben unterliegen. Daher erkläre ich von ganzem Herzen, mit Liebe und Aufrichtigkeit, diese großen Persönlichkeiten—die ihr Leben der Unabhängigkeit Irans und der Blüte der persischen Sprache, Kultur und Mythologie des Landes Iran gewidmet haben, nämlich (Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, and others)—zu ewigen Ehrenbürgern Groß-Irans. Ich veröffentliche hiermit diese Erklärung.

Ich hoffe, dass Experten auf dem Gebiet der antiken iranischen Sprachen diese Liste vervollständigen und diese Botschaft verbreiten werden. Ich lade auch respektvoll Gelehrte anderer Disziplinen ein, diesem Beispiel zu folgen und ähnliche Maßnahmen für die angesehenen Wissenschaftler in ihren jeweiligen Studienfächern zu ergreifen.

Friede sei mit euch.

Mohammad Hossein Sadeghi
Masterstudent der antiken iranischen Sprachen
Fakultät für Literatur, Universität Schiras
30 Bahman 1404
18 février 2026
holyloveandlife@gmail.com
♥️ 🌷 🙏 🇮🇷 🌿 💐 ✍️
Au nom de Dieu, avec salutations et bénédictions sur Mohammad et les membres de sa famille, je présente les chercheurs suivants en tant que citoyens d'honneur de l'Iran. Je remercie humblement ces combattants des tranchées de l'amour, de la paix, de la science, de la connaissance et de la littérature pour leurs efforts inlassables pour la promotion de la langue persane et de l'Iran. Sûrement, sans leurs efforts, les langues de l'Iran ancien n'auraient pas été découvertes et seraient restées inconnues. Je demande à Dieu Tout-Puissant d'immerger leurs âmes dans la miséricorde et le paradis de Sa grâce. S'ils sont encore en vie, je prie Allah de leur accorder une vie bénie, saine et prospère.

Bien que cette affaire nécessite une action par le gouvernement ou l'Assemblée consultative islamique, et j'ai effectivement correspondu à cet égard, demandant la ratification officielle de la citoyenneté d'honneur iranienne pour ces personnes, ainsi que la dénomination de rues ou d'institutions académiques en leur nom, les procédures administratives telles que celles-ci peuvent parfois être sujettes à des préférences personnelles. Par conséquent, de tout mon cœur, avec amour et sincérité, je déclare ces grandes figures—qui ont consacré leur vie à l'indépendance de l'Iran et à l'épanouissement de la langue, de la culture et de la mythologie persanes de la terre d'Iran, à savoir (Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, and others)—en tant que citoyens d'honneur éternels de l'Iran. Je publie par la présente cette déclaration.

J'espère que les experts dans le domaine des langues iraniennes anciennes compléteront cette liste et diffuseront ce message. J'invite également respectueusement les chercheurs d'autres disciplines à suivre cet exemple et à prendre des mesures similaires pour les scientifiques distingués dans leurs domaines d'étude respectifs.

Paix sur vous.

Mohammad Hossein Sadeghi
Étudiant en Master de Langues Iraniennes Anciennes
Faculté des Lettres, Université de Shiraz
30 Bahman 1404
18 février 2026
holyloveandlife@gmail.com
💐 🌿 🇮🇷 🙏🌺 💞 🌳
Nel nome di Dio, con saluti e benedizioni su Maometto e sulla famiglia di Maometto, presento i seguenti studiosi come cittadini onorari dell'Iran. Ringrazio umilmente questi combattenti nelle trincee dell'amore, della pace, della scienza, della conoscenza e della letteratura per i loro instancabili sforzi nella promozione della lingua persiana e dell'Iran. Sicuramente, senza i loro sforzi, le lingue dell'Iran antico non sarebbero state scoperte e sarebbero rimaste sconosciute. Chiedo a Dio Onnipotente di immergere le loro anime nella misericordia e nel paradiso della Sua grazia. Se sono ancora vivi, prego Allah di concedere loro una vita benedetta, sana e prospera.

Sebbene questa questione richieda un'azione attraverso il governo o l'Assemblea Consultiva Islamica, e io abbia effettivamente corrisposto in merito, richiedendo la ratifica ufficiale della cittadinanza onoraria iraniana per questi individui, così come l'intitolazione di strade o istituzioni accademiche a loro nome, procedure amministrative come queste possono talvolta essere soggette a preferenze personali. Pertanto, con tutto il cuore, con amore e sincerità, dichiaro queste grandi figure—che hanno dedicato la loro vita all'indipendenza dell'Iran e alla fioritura della lingua, cultura e mitologia persiana della terra dell'Iran, vale a dire (Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, e altri)—come cittadini onorari eterni della Grande Iran. Pubblico con la presente questa dichiarazione.

Spero che gli esperti nel campo delle lingue iraniane antiche completeranno questo elenco e diffonderanno questo messaggio. Invito inoltre rispettosamente gli studiosi di altre discipline a seguire questo esempio e ad intraprendere azioni simili per gli scienziati illustri nei rispettivi campi di studio.

Pace su di voi.

Mohammad Hossein Sadeghi
Studente Master in Lingue Iraniane Antiche
Facoltà di Lettere, Università di Shiraz
30 Bahman 1404
18 febbraio 2026
holyloveandlife@gmail.com
❤️ 🇮🇷 🙏 🌺 💞
Во имя Бога, с приветствиями и благословениями Мухаммаду и его семейству, я представляю следующих ученых в качестве почетных граждан Ирана. Я искренне благодарю этих борцов на передовой любви, мира, науки, знания и литературы за их неустанные усилия по продвижению персидского языка и Ирана. Несомненно, без их усилий языки древнего Ирана не были бы открыты и остались бы неизвестными. Я прошу Всемогущего Бога окунуть их души в милость и рай Своей благодати. Если они живы, я молю Аллаха даровать им благословенную, здоровую и процветающую жизнь.

Хотя этот вопрос требует действий через правительство или Исламский Консультативный Совет, и я действительно вел переписку по этому поводу, запрашивая официальное утверждение иранского почетного гражданства для этих лиц, а также присвоение их имен улицам или академическим учреждениям, такие административные процедуры иногда могут подвергаться личным предпочтениям. Поэтому от всего сердца, с любовью и искренностью, я объявляю этих великих деятелей—которые посвятили свою жизнь независимости Ирана и процветанию персидского языка, культуры и мифологии земли иранской, а именно (Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, и другие)—вечными почетными гражданами Великого Ирана. Настоящим я публикую это заявление.

Я надеюсь, что эксперты в области древних иранских языков дополнят этот список и распространят это сообщение. Я также с уважением приглашаю ученых из других дисциплин последовать этому примеру и предпринять аналогичные действия для выдающихся ученых в соответствующих областях исследования.

Мир вам.

Мохаммад Хоссейн Садеги
Магистрант древних иранских языков
Факультет литературы, Ширазский университет
30 Бахман 1404
18 февраля 2026
holyloveandlife@gmail.
۰۱ اسفند ۰۴ ، ۰۱:۲۳
انتشارات هدهد - Hodhod publication

تازه‌های شبکه‌های اجتماعی

۲۹ بهمن ۰۴ ، ۲۰:۵۲
انتشارات هدهد - Hodhod publication

نبرد با ایران برای ترامپ درس عبرت خواهد شد

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با طرح این سوال که چنانچه ترامپ قصد جنگ دارد،چرا دم از مذاکره می‌زند؟ گفت: ترامپ وارد نبردی عبرت‌آموز می‌شود که نتیجه آن باعث خواهد شد دیگر در دنیا عربده‌کشی نکند.

جوان آنلاین: امیر سرلشکر «سید عبدالرحیم موسوی» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در واکنش به مواضع اخیر رئیس جمهور آمریکا، اظهار داشت: سخنان رئیس جمهور آمریکا که مدعی ابرقدرت‌بودن است، در شأن یک رئیس جمهور نبوده و سبک‌سرانه است.

به گزارش مهر، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با طرح این سوال که چنانچه ترامپ قصد جنگ دارد، چرا دم از مذاکره می‌زند؟ تصریح کرد: ترامپ باید بداند وارد نبردی عبرت‌آموز می‌شود که نتیجه ورود به آن باعث خواهد شد که دیگر در دنیا عربده‌کشی نکند.

۲۷ بهمن ۰۴ ، ۲۲:۱۳
انتشارات هدهد - Hodhod publication
۲۷ بهمن ۰۴ ، ۰۹:۵۵
انتشارات هدهد - Hodhod publication
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به کنگره ملّی «شهدای غریب اسارت» در مشهد مقدّس، این شهدا را گوشه‌ای از مظلومیت و غربت ملّت ایران در کنار رشادت و ایمان و پایداری، دانستند.

به گزارش خبرگزاری مهر، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به کنگره ملّی «شهدای غریب اسارت» در مشهد مقدّس، این شهدا را گوشه‌ای از مظلومیت و غربت ملّت ایران در کنار رشادت و ایمان و پایداری، در دوران دفاع مقدّس دانستند و تأکید کردند: برگزاری چنین بزرگداشتی تعظیم در برابر استقامت است.

متن پیام رهبر انقلاب که امشب در این اجلاس در حرم مطهر رضوی توسط حجت‌الاسلام والمسلمین موسوی‌مقدّم، نماینده ولی ‌فقیه در بنیاد شهید قرائت شد، به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

دفاع مقدّس هشت ساله در دهه‌ی شصت، از سویی آزمون افتخارانگیز ملّت ایران در رشادت و ایمان و پایداری و ابتکارهای نظامی بود، و از سویی صحنه‌ی مظلومیت‌ها و غربت‌ها و تحمّل دردهای روحی و جسمی.

نوشته‌های آزادگان از دوران اسارت و خشونت‌ها و نامردمی‌ها در آن، نشان‌دهنده‌ی بخشی از این جنبه‌ی دوم است که بی‌شک فقط گوشه‌ئی از آن را روایت می‌کند.

اکنون سخن از کسانی مطرح شده که در آن غربت جانکاه، جان به جان‌آفرین تسلیم کرده و شربت شهادت نوشیده‌اند. کسانی از آنان که تاکنون شناسائی شده‌اند بیش از دو هزار نفرند. می‌توان مطمئن بود که ایشان تا آخرین لحظه‌ی زندگی، رنج کشیده ولی تسلیم توقعات و تحمیلات زندانبانان شریر نشده و شکنجه‌ها را تحمل کرده‌اند. درود خدا بر آنان.
۲۶ بهمن ۰۴ ، ۰۳:۱۷
انتشارات هدهد - Hodhod publication
۲۴ بهمن ۰۴ ، ۰۰:۴۰
انتشارات هدهد - Hodhod publication
جهان امروز، جهان قانون نیست؛ جهان قدرت است؛ و در جهان قدرت، دیپلماتی که پشتوانه نظامی نداشته باشد، فقط یک توریست کت و شلواری است.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ حسام‌الدین براتی* - یک. اهمیت این خبر و این قاب، بیش از داخل برای خارج از این مرز است. مجلس. جلسه غیر علنی. دو تصویر با دو لباس متفاوت. یکی سید عباس عراقچی؛ وزیر خارجه. مرد دیپلمات انقلاب؛ و دیگری امیر موسوی؛ رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح. مرد مبارزه و استاد نبرد.

دقت کنید: رئیس ستاد کل. یعنی آنجا که او ایستاده، فقط نماینده لباس خاکی‌های ارتش نیست؛ نماینده لباس سبز‌های سپاه هم هست. یعنی او، بعد از شهید محمد باقری، آن نابغه نظامی دوران معاصر، عصاره تمام میدان جمهوری اسلامی است؛ و حالا این فرمانده میدان، آمده ایستاده درست پهلوی فرمانده دیپلماسی. این تصویر، خودش کار هزار بیانیه و رجز را می‌کند.

دو. یادتان هست آن روز‌ها را؟ آن روز‌هایی که عده‌ای از سیاستمداران نان‌شان در ایجاد دو قطبی بود؟ که می‌گفتند اگر چرخ سانتریفیوژ بچرخد، چرخ زندگی نمی‌چرخد. با وقاحت و لبخند‌های نازیبایشان. می‌گفتند میدان، دست و پای دیپلماسی را بسته. حالا اما، روزگار دیگریست. سید عباس عراقچی خوب می‌داند که اگر آن امیر سرافراز، آن طور محکم و با اقتدار نایستد، هیچ کس در دنیا برای لبخند‌های آقای وزیر، تره هم خرد نمی‌کند.

جهان امروز، جهان قانون نیست؛ جهان قدرت است؛ و در جهان قدرت، دیپلماتی که پشتوانه نظامی نداشته باشد، فقط یک توریست کت و شلواری است که حتی پای میز مذاکره هم با او نمی‌نشینند!

سه. جلسه، غیرعلنی بود. اما صدای وحدتش، به گوش همه رسید. صدایی که برای مردم ایران امیدبخش بود و برای دشمنان قسم‌خورده انقلاب که کارشان به رسم روباه پیر اختلاف‌افکنی است، ناامیدکننده.

امیر موسوی از توان نظامی کشور گفت. از موشک‌هایی که برای شلیک، منتظر دستورند، نه منتظر اجازه. راستی هنوز که هنوز است صدای شلیک موشک را که می‌شنوم یاد حاجی‌زاده می‌افتم. چقدر جایش این روز‌ها خالیست. هرچند دست قدرتمند او و سلامی و باقری و رشید و حاج رمضان را این روز‌ها روی شانه امیر موسوی و پاکپور و فرماندهان قهرمانمان حس می‌کنیم.

عباس عراقچی، از ناگفته‌های مذاکرات اخیرش گفت و از برنامه‌های پیش روی دیپلمات‌های توانمند ایرانی. از این که چطور می‌شود این قدرت نظامی را، سر میز مذاکره نقد کرد. این یعنی پازل تکمیل شده است. نه میدان می‌خواهد جای دیپلماسی را بگیرد، و نه دیپلماسی می‌خواهد میدان را محدود کند.

میدان، تولیدکننده قدرت است و دیپلماسی، فروشنده آن. هر کدام نباشند، آن یکی چندان راه به جایی نمی‌برد. عقل همین را حکم می‌کند. سید عباس عراقچی این روز‌ها با صراحت در کلامش و با مواضع مقتدرانه‌اش یاد دیپلمات شهید امیرعبداللهیان را برایمان زنده کرده است.

چهار. دشمن، این عکس را که ببیند، حساب کار دستش می‌آید. می‌فهمد که دوران بزن در رو تمام شده؛ چه در میدان جنگ، چه در میدان سیاست. می‌فهمد که اگر بخواهد زیر میز بزند، یکی هست که روی میز می‌زند؛ و اگر بخواهد روی میز برایمان شاخ و شانه بکشد، یکی هست که زیر میز را خالی می‌کند.

این هماهنگی امیر و وزیر، یعنی وحدت. یعنی وقتی ایران حرف می‌زند، یک صدا شنیده می‌شود. صدایی که هم منطق دارد، هم موشک؛ و این، یعنی امنیت برای کشور و مردم عزیزمان ...
۲۳ بهمن ۰۴ ، ۲۱:۳۴
انتشارات هدهد - Hodhod publication